تیر ۲۹

jangnarm

نویسنده: احمدحسین شریفی
ناشر: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)
تاریخ نشر: تیرماه ۱۳۸۹
مرکز پخش: قم: خیابان شهدا، کوی ممتاز، پلاک۳۸٫ تلفن و نمابر: ۷۷۴۲۳۲۶
Email: publication@qabas.net
معرفی کتاب جنگ نرم
حدود هشت ماه پیش موفق شدم کتابی با عنوان «موج فتنه از جمل تا جنگ نرم» به رشتة تحریر درآورم. آن کتاب بیشتر به منظور شناخت ماهیت فتنه و فتنه‌گرانی بود که حوادث بعد از انتخابات دهمین دورة ریاست جمهوری را پدید آوردند. اما جز در مواردی اندک، به فعالیت‌های دشمنان بیرونی علیه جمهوری اسلامی، اشاره‌ای در آن نبود. به همین دلیل، در ادامة آن مسیر لازم بود کتابی در خصوص فعالیت‌های دشمنان و مخالفان خارجی نظام جمهوری اسلامی، نگاشته شود. بنابراین، کتاب «جنگ نرم» به یک معنا مکمل کتاب «موج فتنه» است: موج فتنه به تحلیل فعالیت‌های مخالفان و دشمنان داخلی نظام جمهوری اسلامی می‌پردازد و «جنگ نرم» به تبیین فعالیت‌های دشمنان بیرونی. به اعتقاد نگارنده، فتنة ۸۸ علیرغم پیچیدگی و عمق آن، تنها لایه‌ای از جنگ بسیار عظیم و پیچیده‌ای است که از سوی دشمنان، علیه اسلام و جمهوری اسلامی بیش از دو دهه است که آغاز شده است. غفلت از ابعاد مختلف این جنگ، به قیمت از دست دادن هویت اسلامی و دینی مردم ما و در نتیجه تضعیف اسلام در سراسر دنیا تمام خواهد شد. در این کتاب کوشیده‌ام گوشه‌ای از فعالیت‌های خزندة دشمنان در حوزه‌های مختلف را نشان دهم. کتاب حاضر بیشتر درآمدی بر جنگ نرم است. نما و فضایی کلی از جنگ عظیم و همه جانبة غرب علیه جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد.
کتاب حاضر در پنج فصل سامان یافته است:
فصل نخست به تبیین برخی مباحث مقدماتی و مفهوم‌شناسی در حوزة جنگ نرم می‌پردازد و افزون بر تعریف جنگ نرم، نیم نگاهی به تاریخچة آن و واژگان هم‌افق آن نیز داشته است. در این فصل همچنین کوشش شده است اهمیت این نوع جنگ در مقایسه با جنگ‌های سخت و نیمه‌سخت نشان داده شود.
فصل دوم به یک معنا به مبانی نظری و فکری جنگ نرم غرب علیه جمهوری اسلامی را مورد تحلیل قرار می‌دهد. در این فصل چرایی تقابل غرب با نظام جمهوری اسلامی را مورد تحلیل قرار گرفته است. به نظر نگارنده، تحلیل‌هایی همچون «قطع دست غربیان از منابع ملی کشور»، «ورود ایران به حریم علوم و فنون ممنوعه» یا «تهدید دوستان غرب از سوی ایران» هر چند همگی بهره‌ای از حقیقت دارند؛ اما پاسخ صحیح به چرایی تقابل میان غرب و جمهوری اسلامی را باید در نوع باورها و ارزش‌های حاکم بر این دو نوع نظام جستجو کرد. مبانی معرفت‌شناختی، هستی‌شناختی، انسان‌شناختی و ارزش‌شناختی این دو نوع نظام با یکدیگر سازگاری ندارند. به همین دلیل از نظر فکری و نظری هرگز آشتی‌پذیر هم نیستند. و به اعتقاد نگارنده این تنازع و تقابل تا زمانی که نظام لیبرال‌ دموکراسی،‌ با مبانی شناخته شدة خود، در جهان وجود داشته باشد، برقرار خواهد بود.
فصل سوم به معرفی اجمالی ابزارهای مختلف جنگ نرم و کارکردهای تهاجمی آنها می‌پردازد: ابزارهایی از قبیل روزنامه‌ها، رادیو، تلویزیون، اینترنت، ماهواره، ایمیل، نشریات عمومی، رمان و داستان‌های کوتاه و بلند، فیلم و سینما، سرگرمی‌های کودکان، بازی‌های رایانه‌ای، پویانمایی، اسباب‌بازی، نمادها و مدها، ورزش و همچنین مقررات بین‌المللی همگی از ابزارهای جنگ نرم معرفی شده‌اند. البته روشن است که این مسائل همگی ابزارند و به خودی خود مورد ارزش‌گذاری قرار نمی‌گیرند. به همین دلیل می‌توان و می‌باید در جهت ترویج حقیقت و دفاع از اسلام نیز مورد بهره‌برداری قرار گیرند.
فصل چهارم کتاب با عنوان «ابعاد جنگ نرم» مفصل‌ترین و به یک معنا مهم‌ترین فصل کتاب است. همان‌طور که مقام معظم رهبری فرمودند مدت‌ها است که جنگی «عظیم» و «همه جانبه» علیه انقلاب اسلامی ایران شروع شده است. دشمنان انقلاب در این جنگ با استفاده از همة‌ ابزارها و شگردها و از همة روزنه‌های ممکن، سعی می‌کنند به انقلاب ضربه وارد کنند. نگارنده کوشیده است در این فصل ابعاد سی‌ و دوگانه‌ای از جنگ نرم را در هفت حوزه و قلمرو دینی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، حقوقی و عاطفی به اختصار نشان دهد. البته روشن است که پرداختن تفصیلی به هر کدام از این ابعاد خود نیازمند کتاب و بلکه کتاب‌های متعدد است. به عنوان نمونه، نویسنده پیشتر دربارة یکی از ابعاد دینی جنگ نرم، یعنی «بعد دین‌سازی» تحقیقات نسبتاً مفصلی داشته‌ و حاصل آنها را در کتابی با عنوان «درآمدی بر عرفان حقیقی و عرفان‌های کاذب» عرضه کرده‌ است.
در واپسین فصل کتاب با عنوان «راه‌های مقابله با جنگ نرم» با توجه به ابعاد پیچیدة جنگ نرم به ارائة راه‌کارهای نوزده‌گانه‌ای برای تقابل با این جنگ عظیم پرداخته‌ شده است. هر چند در بسیاری از موارد روی سخن نویسنده در این فصل با مسؤولان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و هنری جامعه بوده است؛ اما آشنایی با این راه‌کارها برای همة خوانندگان افزون بر اینکه به خودی خود مفید خواهد بود، موجب می‌شود این مسائل به مطالبة عمومی مردم تبدیل شود و شاید مسؤولان مربوط نیز در تحقق آنها تلاش بیشتری نمایند.
احمدحسین شریفی

آذر ۲۳

 


در این کتاب کوشیده‌ام به اختصار ابعاد مختلف بحث فتنه را با تکیه و تأکید بیشتر بر سخن و سیرة امام علی واکاوی کنم. اثر حاضر در هفت فصل سامان یافته است. فصل اول به بیان مقدمات بحث و مفهوم‌شناسی فتنه می‌پردازد. در فصل دوم به توصیف «شرایط و موقعیت‌های فتنه‌خیز» پرداخته‌ام. آگاهی از این شرایط برای تحلیل موقعیت‌های اجتماعی و تشخیص وظیفة عقلی و دینی می‌تواند بسیار مفید باشد. زیرا بسیاری از افراد از روی غفلت در موقعیت‌های فتنه‌خیز گرفتار شده و بدون آنکه بخواهند یا بدانند هیزم آتش فتنه‌گران می‌شوند.

فصل سوم به بررسی بسترهای اجتماعی ایجاد فتنه می‌پردازد. مطالب این فصل برای متصدیان فرهنگی جامعه از این جهت می‌تواند مفید باشد که نشان می‌دهد زنگ‌های خطر فتنه چگونه و چه زمانی به صدا در می‌آیند. از بعدی دیگر، مطالب فصل سوم نشان می‌دهند که برای مبارزه با فتنه از کجا باید شروع کرد. مطالب این فصل به ما نشان می‌دهد هرگز نباید آثار ظاهری فتنه از قبیل آشوب‌های جزئی و مخالفت‌ها و نافرمانی‌های مدنی در بخش‌های کوچکی از جامعه، ما را از آبشخورهای اصلی فتنه غافل نماید.

در فصل چهارم به شگردها و شیوه‌های فتنه‌گران برای ایجاد فتنه در جامعه پرداخته‌ایم. این فصل دکترین فتنه و فرمول آن را تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد که فتنه‌گران از چه راه‌ها و به چه شیوه‌هایی کار خود را پیش می‌برند. آشنایی با مطالب این فصل از این جهت هم مفید است که به ما کمک می‌کند آگاهی خود را نسبت به حقیقت بالاتر برده، فریفتة ظاهر افراد و شعارهای خوب و جذّاب نشویم. سطح برخورد خود را با مسائل اجتماعی و سیاسی عقلانی‌تر کرده و از اتخاذ تصمیمات هیجانی و احساسی، که خواستة فتنه‌گران است، خودداری نماییم.

با توجه به آنکه اغلب فتنه‌ها در روزگار امام علی از ناحیة خود مسلمانان و بلکه از ناحیة مبارزان و جهادگران اولیة اسلامی و برخی از صحابة با سابقة پیامبر بود، این سؤال جدّی مطرح می‌شود که چرا و به چه علت چنان افرادی با چنان سوابقی دست به فتنه و فتنه‌گری زدند و شکاف‌های عمیقی در اسلام پدید آوردند؟ پاسخ این سؤال به شکل بنیادین و با تکیة بر کلام امام علی و با ذکر مستندات تاریخی در فصل پنجم این کتاب تحلیل شده است. البته نه سؤال مطرح شده و نه پاسخ‌های گفته شده، اختصاصی به روزگار امام علی ندارند. در روزگار ما نیز همین سؤال مطرح است که چرا در میان مبارزان اولیة انقلاب و یاران حضرت امام اختلافاتی شکننده پدید آمده است به گونه‌ای که همسنگران دیروز، رو در روی یکدیگر صف‌آرایی کرده و بر چهرة یکدیگر چنگ می‌اندازند؟ به نظر می‌رسد مطالب این فصل می‌تواند عوامل بنیادین چنین تحولاتی را توضیح دهد.

فصل ششم کتاب به توضیح برخی از پیامدهای مثبت و منفی فتنه می‌پردازد. نگاه نویسنده، به پیروی از فرهنگ اسلامی، این است که نباید صرفاً به عنوان تهدید با فتنه‌ها برخورد کرد؛ زیرا از زاویه‌ای دیگر، فتنه‌ها فرصتی بی‌نظیر در اختیار جامعة اسلامی قرار می‌دهند. فرصتی برای شناخت حقیقت و حقیقت‌محوران. فتنه‌ها موجب کنار رفتن پردة نفاق از چهره‌هایی می‌شود که تا قبل از وقوع فتنه هرگز گمان نمی‌رفت چنان افرادی با چنان نیّت‌هایی در صفوف جامعه رخنه کرده باشند.

و نهایتاً واپسین فصل کتاب، به شیوه‌های مبارزه با فتنه می‌پردازد و راه‌های مبارزة کوتاه ‌مدت و بلند مدت با فتنه را تبیین می‌کند. این فصل می‌تواند برای عموم مردم راهگشای خوبی برای برون رفت از فضای غبارآلود و تاریک فتنه و در امان ماندن از آسیب‌های معنوی و اجتماعی آن باشد. در عین حال، در این فصل، با تکیه بر سخن و سیرة امام علی، راه و روش مبارزة کوتاه مدت و بلند مدت با فتنه و فتنه‌گران به متصدیان فرهنگی و نخبگان علمی جامعه نیز نشان داده می‌شود.

نمایشگاه و فروشگاه دائمی: تقاطع بزرگراه شهید مدرس و خیابان شهید بهشتی، پلاک ۵۶، تلفن: ۸۸۵۰۴۰۲ – ۸۸۵۰۳۳۴۱

به گزارش خبرگزاری فارس،‌ این کتاب یک ماه بعد از انتشار به چاپ ششم رسیده است.

آبان ۲۷

khoob_bad

 تاریخ چاپ: بهار ۱۳۸۸

معرفی اجمالی کتاب

کسانی که با ادبیات کلامی، اصولی و فلسفی اندیشمندان مسلمان سر و کاری داشته‌اند به روشنی این حقیقت را یافته‌اند که یکی از گلوگاه‌های اصلی اندیشه‌های فلسفی، اعتقادی، سیاسی و اخلاقی مسلمانان مسألة خوب و بد افعال بوده است. مباحث بسیار متنوع و مهمی در این باره در لابلای میراث کلامی و اصولی مسلمانان وجود دارد. هر چند تب و تاب این بحث در دوران اخیر کمتر از دوران میانی اندیشه‌های اسلامی است، در عین حال در دهه‌های اخیر مجدداً به دلیل روی آوری برخی از اصولیان برجسته به این بحث و همچنین توجه به مباحث فلسفة اخلاق شاهد احیای مجدد این نوع مباحث هستیم.

متأسفانه آشفتگی عجیبی در سراسر کتاب‌های کلامی و اصولی در این موضوع دیده می‌شود. عدم تفکیک معناشناسی و هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی خوب و بد، موجب پدید آمدن سوء تفاهم‌های فراوان و از طرفی رد و اثبات‌های نا به جا و غیر منطقی شده است. خلط حسن و قبح ذاتی با حسن و قبح عقلی از یک طرف و حسن و قبح الهی با حسن و قبح شرعی از طرف دیگر موجب شده است که بسیاری از رد و اثبات‌ها در جای خود قرار نگیرد. می‌توان گفت از مهم‌ترین مغالطه‌ها در این بحث، که بسیاری از اندشمندان مرتکب آن شده‌اند، خلط مقام ثبوت و مقام اثبات است. شاید نخستین کسی که متوجه این خلط و خطاها شده است مرحوم محقق لاهیجی است. اما پیش از او هیچ یک از متکلمان و اصولیان به این حقیقت سرنوشت‌ساز توجهی نداشته‌اند. و متأسفانه بعد از وی نیز این کشف بزرگ چندان مورد توجه قرار نگرفت و همانطور که در مباحث این کتاب خواهیم دید پاره‌ای از معاصران نیز که در این وادی وارد شده و کتاب‌هایی را به رشتة تحریر درآورده‌اند نتوانسته‌اند خود را از چنگ این مغالطة بزرگ رهایی دهند.

دربارة این کتاب

این کتاب محصول چندین دوره تدریس بحث «حسن و قبح» و «فلسفة اخلاق» در مراکز حوزوی و دانشگاهی است. از جمله ویژگی‌های این کتاب می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱٫                تفکیک سه بحث اساسی معناشناسی، هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی قضایای ارزشی. نویسنده کوشیده‌ است این سه بحث اصلی دربارة خوب و بد و قضایای مشتمل بر خوب و بد را جداسازی کرده و مطالب مربوط به هر بخش را به صورت جداگانه ذکر نماید. تا جایی که بنده اطلاع دارم این کار برای نخستین بار است که در میان اندیشمندان مسلمان و فیلسوفان مغرب زمین صورت گرفته است. نیازی به گفتن نیست که عدم تفکیک مسائل از یکدیگر ضمن آنکه موجب پدید آمدن خلط و خطاهای فراوانی می‌شود، به سادگی نیز اجازة شکوفا شدن اندیشه‌ها و نوآوری علمی را به صاحب‌نظران نمی‌دهد. البته بنده ادعا نمی‌کنم که در سراسر این کتاب توانسته باشم به دقت و با وضوح کامل، از خلط این سه مسأله نجات یافته باشم و ممکن است خود بنده نیز در برخی موارد مرتکب این اشتباه شده باشم.

۲٫                یکی دیگر از ویژگی‌های این نوشتار «تطبیقی بودن» مباحث است. نویسنده کوشیده است تا حد امکان به اندیشه‌های همة متفکران اسلامی توجه داشته باشد. و در این راستا تلاش کرده است تا به منابع اصیل اسلامی در میان فرقه‌های مختلف کلامی و اعتقادی مراجعه نماید. افزون بر این، نیم‌نگاهی به دیدگاه‌‌های مختلف در هر یک از حوزه‌های سه‌گانه در میان اندیشمندان غربی هم داشته است. گفتنی‌ است در بیان و نقد چند نظریه از جمله، احساس‌گرایی، جامعه‌گرایی، لذت‌گرایی و قراردادگرایی بیشتر از کتاب نقد و بررسی مکاتب اخلاقی استفاده شده است. همانطور که آشنایان با مباحث فلسفة اخلاق می‌دانند، این کتاب تقریری جدید از پاره‌ای مباحث حضرت استاد آیت الله مصباح یزدی روحی له الفداء است که پیشتر در کتاب دروس فلسفه اخلاق بیان شده بود. و این بنده چند سال پیش توفیق تحقیق و نگارش آن و افزایش برخی فصول بر آن را داشتم.

۳٫                موضوعْ‌‌محوری یکی دیگر از ویژگی‌های نوشتار حاضر است. نویسنده به جای آنکه مکتبْ‌‌محور یا شخصْ‌‌محور باشد، که به نظر آسان‌‌تر می‌نماید، کوشیده است تا موضوع محور باشد. و در هر موضوعی به بیان دیدگاه‌های مختلف بپردازد. و البته چنین کاری بعضاً نویسنده را با مشکلات جدی مواجهه می‌ساخت. زیرا متکلمان و نویسندگان ما مباحث خود را، در این عرصه، به تفکیک و به صورت دقیق مطرح نکرده‌اند. کشف و استنباط دیدگاه آنان از لابلای سخنان مخلوط و آمیخته به هم، در برخی موارد کاری دشوار بود. به همین دلیل ممکن است خلط و خطاهایی نیز برای نویسنده رخ داده باشد که در همین جا از همة خوانندگان فرهیخته می‌خواهم مرا از راهنمایی‌ها و موشکافی‌های خود بی‌نصیب نگذارند.

۴٫                نویسنده برای اینکه در تولید علم سهمی داشته باشد، کوشیده است در هر بخشی ضمن طرح نکات انتقادی خود نسبت به دیدگاه‌های مختلف، دیدگاه مورد قبول خود را نیز مطرح نماید. ممکن است دیدگاه‌های مطرح شده از سوی نویسنده، نیازمند نقادی باشد. در همین جا از همة کسانی که دل در گرو پیشرفت مباحث و مبانی ارزشی اسلامی دارند، تقاضا می‌کنم کاستی‌ها و کمبودهای این نوشتار را با شجاعت و دلیری تمام به او هدیه دهند و مطمئن باشند که نویسنده گوشی شنوا برای شنیدن هر گونه نقدی دارد. از خدای بزرگ می‌خواهم که این بنده را هیچ گاه از نقدهای مشفقانة ناقدان دلسوز و آگاه بی‌نصیب نفرماید.

 

ناشر: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی

شمارگان: ۱۵۰۰

شماره تماس ناشر: ۷۷۴۲۳۲۶ ـ ۰۲۵۱ 

مرداد ۲۱

تاریخ چاپ: بهار ۱۳۸۷

ناشر: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی

شمارگان: ۱۵۰۰

شماره تماس ناشر: ۷۷۴۲۳۲۶ ـ ۰۲۵۱ 

خوانندگان فرهیخته می‌توانند دیدگاه خود را درباره این اثر از طریق پست الکترونیکی زیر با نویسنده در میان بگذارند

sharifi1738@yahoo.com

sedgh

  هر چند دانش نوبنیادِ معرفت‌شناسی مسائل متنوعی را در بر می‌گیرد؛ و در هر زمانی بحثی خاص محور اصلی اندیشه‌های معرفت‌شناختی را شکل داده است، اما به جرأت می‌توان گفت یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های معرفت‌شناسان همة روزگاران، مسألة صدق و ارزش شناخت بوده است. اصولاً نخستین و مهم‌ترین هدف معرفت‌شناسی، دست‌یابی به صدق است. البته در دهه‌های اخیر عده‌ای از اندیشمندان غربی به دلیل ناتوانی در دست‌یابی به این هدف، از آن صرف نظر کرده، آن را آرمانی دست نایافتنی تلقی کردند. به همین دلیل همّ خود را بر نشان دادن معقولیتِ شناخت متمرکز نمودند. اما حقیقت آن است که پرسش «صدق چیست؟» پرسشی حیاتی و اساسی در معرفت‌شناسی بوده، نادیده گرفتن آن به معنای نادیده گرفتن هدف اصلی معرفت‌شناسی است.

البته این پرسش قابل تحویل به سه پرسش به هم پیوسته و مرتبط است: (۱) «معنای صدق چیست؟»، (۲) «معیار ثبوتی صدق چیست؟» و (۳) «معیار یا معیارهای اثباتی صدق کدام است؟» پرسش نخست، پرسشی زبان‌شناسانه است و نه معرفت‌شناسانه. برای پاسخ آن باید به سراغ ادیبان و لغت‌شناسان رفت. اما دو پرسش دیگر، پرسش‌هایی معرفت‌شناسانه‌اند. در این میان پرسش مادر و اساسی در معرفت‌شناسی، پرسش سوم است و اساساً هدف معرفت‌شناسی دست‌یابی به پاسخی معقول برای پرسش سوم است. اما برای دست‌یابی به این منظور لازم است یک گام مقدماتی مهم برداشته شود. گامی که بدون آن به درستی نمی‌توان در باب ارزش شناخت بحث کرد. این گام مهم و اساسی عبارت است از «تعیین معیار ثبوتی صدق». در این باره نیز دیدگاه‌های متعددی مطرح شده است که پرداختن به تک‌تک آنها در حوصلة نوشتار حاضر نیست. به همین دلیل با فرض درستی تئوری مطابقت به عنوان معیار ثبوتی صدق قضایا، بحث خود را بر تبیین ارکان مختلف این تئوری متمرکز کرده‌ایم. و از آنجا که «مطابقت» نسبتی طرفینی است، برای تبیین دقیق این تئوری باید دید که اولاً، «مطابِق چیست؟» ثانیاً، «مطابَق کدام است؟» و ثالثاً، «نسبت مطابقت به چه معنا است؟» به تعبیر دیگر، در هر نوع نظریه‌ای از این دست سه مسألة اصلی را باید پاسخ داد که می‌توان از آنها به عنوان اصلی‌ترین پرسش‌های تحقیق حاضر نام برد: نخست اینکه مطابِق یا موصوف صدق چیست؟ یعنی چه چیزی می‌تواند متصف به این وصف شود؟ دوم اینکه مطابَق صدق کدام است؟ یعنی چه چیزی موجب صدق یک موصوف صدق می‌شود؟‌ و سوم اینکه نسبت مطابقت به چه معنی است؟ می‌توان گفت همه یا دست کم اکثریت قابل توجهی از اختلافات مدافعان تئوری مطابقت مربوط به تنوع پاسخ‌هایی است که به هر یک از پرسش‌های سه‌گانة بالا داده شده است.

همانطور که می‌دانیم تئوری‌های مختلفی دربارة صدق مطرح شده است. یکی از کهن‌ترین تئوری‌ها در این باره، «تئوری مطابقت» است. اما این تئوری نیز تقریر و تفسیری واحد ندارد. افراد مختلفی با توجه به زمینه‌ها و علاقه‌های فکری و فلسفی خود به گونه‌های متفاوتی آن را تقریر کرده‌اند. هدف اصلی این نوشتار عبارت است از ارائة تقریری دقیق و معقول از این تئوری و نقد تقریرهای نادرست در هر یک از بخش‌های سه گانة آن. این تحقیق افزون بر اینکه گام نخست و اساسی بحث ارزش شناخت را تأمین می‌کند، و از مباحث اصلی معرفت‌شناسی محض به شمار می‌رود، می‌تواند بخشی از نیازهای معرفت‌شناسی‌های مضاف، از قبیل معرفت‌شناسی اخلاقی، دینی، حقوقی و سیاسی، را نیز تأمین نماید. به همین دلیل نه تنها معرفت‌شناسان، بلکه فیلسوفان اخلاق و سیاست و حقوق و دین نیز می‌توانند از آن بهره‌مند شوند.

در این نوشتار کوشیده‌ایم در ضمن پنج فصل به پاسخ پرسش‌های تحقیق بپردازیم:

فصل اول، همانطور که از عنوان آن پیدا است («کلیات و معناشناسی») به بررسی مسائلی کلی دربارة موضوع تحقیق می‌پردازد. در این فصل به منظور تبیین دقیق مفهوم صدق به بررسی اجمالی رابطة آن با پاره‌ای از مقولات فلسفی و معرفت‌شناختی دیگر، از قبیل «معقولیت»، «حق»، «یقین»، «نسبیت و اطلاق» و «معنا» پرداخته‌ایم. افزون بر این، جایگاه و موقعیت این بحث، محدوده و قلمرو آن و تاریخچة تئوری مطابقت در میان اندیشمندان غربی و مسلمان را در همین فصل مشخص کرده‌ایم.

فصل دومِ رساله متکفل پاسخ به نخستین پرسش از پرسش‌های اصلی تحقیق، یعنی مسألة مطابِق صدق، است. در این فصل ضمن اشاره به انواع نظرات مطرح شده، کوشیده‌ایم مهم‌ترین و مشهورترین آنها را بررسی کنیم. به همین دلیل گزینه‌هایی از قبیل «جمله»، «جملة خبری»، «فردْ جمله»، «جملة ابدی»، «باور»، «حکم یا تصدیق»، «گزاره» و «قضیه» را تحلیل کرده، در هر بخش کوشیده‌ایم با توجه به منابع معتبر، قوی‌ترین مدافعان آن را یافته و حتی المقدور با استناد به سخنان خود آنان، دیدگاه‌های‌شان را مطرح کنیم و نقاط قوت و ضعف آنها را مشخص نماییم. و در نهایت، نشان داده‌ایم که هر چند همة‌ گزینه‌های یاد شده‌ به گونه‌ای متصف به صدق و کذب می‌شوند، اما در این میان یگانه گزینة اصیل و حقیقی برای این اوصاف «قضیة ذهنیه» یا «قضیة معقوله» است. اتصاف سایر گزینه‌ها به صدق و کذب به دلیل ارتباط آنها با قضیه است و صرف نظر از قضیه هرگز نمی‌توان آنها را موصوف حقیقی صدق و کذب به شمار آورد.

فصل سوم این نوشتار نیز متکفل پاسخ دو تن از بزرگ‌ترین فیلسوفان معاصر مغرب‌ زمین، یعنی لودویگ ویتگنشتاین و برتراند راسل، به دومین پرسش اصلی تحقیق حاضر، یعنی مسألة مطابَق است. البته همچون فصل دوم، ابتدا به معرفی‌ برخی از گزینه‌های مطرح شده از سوی معرفت‌شناسان غربی، به عنوان مطابَق صدق قضایا پرداخته‌ایم و سپس بحث خود را محدود به گزینة «فاکت» یا «امر واقع»، بر اساس تقریر ویتگنشتاین و راسل، نموده‌ایم. در بررسی دیدگاه ویتگنشتاین افزون بر ویتگنشتاین متقدم، دیدگاه ویتگنشتاین متأخر، یعنی نظریة بازی‌های زبانی، را نیز در این باره مطرح کرده، ضعف‌ها و کاستی‌های آن را نشان داده‌ایم. پس از آن به تحلیل دیدگاه راسل دربارة فاکت پرداخته، با توجه به پذیرش فاکت‌های سلبی، کلی، و شرطی از سوی وی، دیدگاه او را کامل‌تر از دیدگاه ویتگنشتاین دانسته‌ایم. هر چند تحلیل‌های وی را برای وجود چنین فاکت‌هایی چندان نپذیرفته‌ایم. در پایان این فصل نیز به بررسی تقریر دونالد دیویدسن از استدلال «تیرکمان» یا «فاکت بزرگ» علیه تئوری مطابقت پرداخته‌ایم و نادرستی این استدلال را نیز نشان داده‌ایم.

فصل چهارم تحقیق را به تحلیل دیدگاه مورد قبول خود دربارة مطابَق صدق قضایا اختصاص داده‌ایم. عنوان کلی «نفس الامر» را، به تفسیر اندیشمندانی چون تفتازانی، قوشجی، ملاصدرا و حاجی سبزواری، برای تعیین مطابَق صدق همة‌ انواع مختلف قضیه مناسب دانسته‌ایم. و نشان داده‌ایم هر چند این اصطلاح در میان اندیشمندان مسلمان نزدیک به بیست معنای مختلف دارد، اما اصطلاح معرفت‌شناختی آن یک چیز بیشتر نیست و آن عبارت است از «واقع» به معنای عام کلمه. به گونه‌ای که افزون بر واقع‌های وجودی و جزئی شامل واقعیت‌های سلبی، کلی، عدمی، شرطی و امثال آن نیز می‌شود. به تعبیر دیگر، نشان داده‌ایم که واقعیت اعم از وجود و عدم است. به هر حال، پس از تبیین تفسیر مورد قبول خود از «نفس الامر»‌ و پاسخ به اشکالات مطرح شده علیه آن، تفسیر مورد نظر خود را در مورد ده نوع از انواع مختلف قضیه تطبیق نموده‌، بحث‌های مفصلی را دربارة چگونگی تعیین مطابَق قضایای شخصی، خارجی، حقیقی، ذهنی، فلسفی، عدمی، سلبی، ارزشی، استقبالی و شرطی مطرح کرده‌ایم.

نهایتاً در واپسین فصل این تحقیق به پاسخ سومین پرسش اصلی خود، یعنی مسألة نسبت مطابقت پرداخته‌ایم. در این فصل نیز ضمن اشاره به نظرات مختلف در این باره و بررسی برخی از مهم‌ترین آنها همچون نظریة «بداهت»، «مشابهت»، «تماثل ساختاری یا همنمودی» و بیان نقاط قوت و ضعف هر کدام از آنها، دیدگاه مورد قبول خود یعنی نظریة «حکایت» را تبیین کرده‌ایم. در این راستا نشان داده‌ایم چون قضیه به عنوان مطابِق صدق هیچ شأنی جز حکایت‌گری ندارد و وجود آن وجودی آیینه‌سان است، پس وقتی گفته می‌شود یک قضیه مطابِق با واقع است، معنایی جز حکایت‌گری درست قضیه از واقع نمی‌تواند داشته باشد. به تعبیر دیگر، مطابقت قضیه با واقع بدین معنا است که این آیینه، آیینه‌ای صاف و راست است و واقع را به همان صورت که هست، و بدون هیچ دخالتی نشان می‌دهد.

 

بهمن ۲۴

چاپ اول ـ آذر ماه ۱۳۸۷ ـ شمارگان: ۱۰۰۰ جلد

چاپ دوم ـ اسفند ماه ۱۳۸۷ ـ شمارگان: ۳۰۰۰ جلد

متقاضیان این اثر اعم از کلیه مراکز علمی ، پژوهشی، آموزشی و … ،  می‌توانند سفارشهای خرید خود را از طریق شماره‌های ۰۹۱۹۲۵۱۸۶۰۷ ـــ ۰۹۱۹۱۵۱۲۰۷۱ (مرکز پخش کتاب مذکور در کشور)  و یا  پست الکترونیکی Erfan_drsh@yahoo.com اعلام نمایند، تا نسبت به ارسال آنها اقدام گردد.

———————————————————————————————–

درآمدی بر عرفان حقیقی و عرفان‌های کاذب

این کتاب مشتمل بر شش فصل است. فصل نخست با عنوان «کلیات» ضمن تبیین معنای مورد نظر از واژه‌هایی همچون عرفان، تصوف، معنویت، عرفان دینی و عرفان سکولار و عرفان حقیقی و عرفان کاذب، به بررسی برخی از مهم‌ترین علل و عوامل روی‌آوری بشر جدید به معنویت و عرفان و دین پرداخته است. که در این میان نقش عواملی همچون «سرخوردگی از عقلانیت و علم مدرن»، «اثبات نادرستی فلسفه‌های معنویت‌ستیز»، «شکست نظام‌های معنویت‌ستیز»، «برنامه‌های نظامی و اطلاعاتی»، «تبلیغات گستردة گروه‌های معنویت‌گرا» و «پیروزی انقلاب اسلامی ایران» را از سایر عوامل برجسته‌تر می‌داند. البته همة اینها صرفاً نقش ایجاد زمینه برای فعال شدن گرایش فطری انسان به معنویت و خدا را ایفا می‌کنند.

در این فصل همچنین به برخی از مهم‌ترین تلاش‌هایی که غرب برای جهت‌دهی به این گرایش جهانی می‌کند، اشاره شده است. و نشان داده‌ایم که جهان غرب تلاشی همه‌ جانبه برای شکل دهی به گرایش معنوی مردمان به عمل آورده است و برنامه‌هایی برای سطوح مختلف مردم تدارک دیده است. و می‌کوشد تا با حفظ مبانی هستی‌شناختی و ارزش‌شناختی دوران مدرنیته، عرفان‌ها و معنویت‌هایی سازگار با آن مبانی را به مردم عرضه نماید.

فصل نخست با معرفی اجمالی برخی از مهم‌ترین فرقه‌های معنوی جدید فعاال در ایران خاتمه می‌یابد: فرقه‌هایی از قبیل سای بابا، رام الله، اوشو، اکنکار، عرفان سرخ‌پوستی، پائلو کوئلیو، دالایی‌لاما، فالون دافا، مدریتیشن متعالی.

فصل دوم با عنوان شاخصه‌های عرفان حقیقی به شاخصه‌هایی از قبیل «قرب الهی به عنوان هدف غایی»، «عدم مخالفت با عقل»، «مطابقت با شریعت»، «هماهنگی با فطرت انسانی»، «توجه به همة ابعاد زندگی انسان» و «تصحیح نسبت دنیا و آخرت» اشاره شده است.

فصل سوم دربارة «مشخصه‌های عارفان حقیقی» است که با استناد به آیات و روایات و سنت و سیرة پیامبر اکرم و امامان معصوم ویژگی‌هایی برای عارفان حقیقی ذکر شده است. ویژگی‌هایی از قبیل «یاد خدا»، «صراحت بیان و اجتناب از ابهام‌گویی»، «تأکید بر ریاضت‌های شرعی»، «پرهیز از فرقه‌گرایی»، «ناشناخته بودن»، خوددوستی روان‌شناختی»، «محبت به همة انسان‌ها»، «محبت نسبت به همة آفریده‌ها»، «ناامیدی از انسان‌ها»، زیبا دیدن همه چیز» و «مرگ اندیشی». در انتهای این فصل بحثی دربارة مقامات و حالات سالکان مطرح شده ااست که ضمن تعریف حال و مقام و توضیحی دربارة اختلاف عارفان در بیان تعداد حالات و مقامات، دربارة مراحل سلوک حقیقی نیز مطالبی مطرح شده است.

فصل چهارم به «بررسی و نقد شاخصه‌های عرفان‌های کاذب» می‌پردازد. در این فصل با استناد به سخنان مدعیان عرفان شاخصه‌هایی برای عرفان‌های کاذب ذکر شده است و بعد از ذکر شواهد و قراینی برای آن به نقد و بررسی آنها پرداخته شده است. شاخصه‌هایی از قبیل «نادیده گرفتن خدا به عنوان هدف غایی»، «شادمانگی به عنوان هدف غایی»، «خرد ستیزی و منطق‌گریزی»، «شریعت‌ستیزی و فقه‌گریزی»،‌ «ناسازگار پنداشتن بعد مادی و روحی وجود انسان»، «انکار معاد و طرح مسألة تناسخ»، «قطب محوری و استادپرستی» مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

فصل پنجم با عنوان «مشخصه‌های عارفان کاذب» به بیان برخی از ویژگی‌های مدعیان دروغین، به ویژه‌ مشخصه‌های رفتاری و اندیشه‌ای آنان، پرداخته است. مشخصه‌هایی از قبیل «دعوت به خود»، «مبهم و رازآلود سخن گفتن»، «مبارزه با ادیان الهی»، «دامن زدن به فرقه‌گرایی»، «انکار واقع‌نمایی ارزش‌های دینی»، «دامن زدن به مسائل جنسی»، «سماع و رقص»، و «ایجاد و تأسیس مکان‌های اختصاصی».

فصل ششم و پایانی این کتاب به بررسی نقش سیاست‌مداران و قدرتمندان در ترویج معنویت‌های کاذب و دروغین و همچنین راه‌های مقابله با این جریان‌ها می‌پردازد. در این فصل ضمن اشاره به برخی از اهداف آشکار و نهان سیاستمداران و قدرتمندان از ترویج این آیین‌ها به علل تأثیرگذاری آیین‌های معنوی دروغین بر مخاطبان می‌پردازد و در پایان وظایف علمی و عملی مدافعان عرفان حقیقی را در مقابله با عرفان‌های نوظهور و دروغین به بحث می‌گذارد.

بهمن ۱۰

 

۱ اسفند, ۱۳۸۶

شهریور ۲۷

شهریور ۲۷

شهریور ۲۷

شهریور ۲۷

 

خردورزی و دین‌باوری
نویسندگان: احمدحسین شریفی و حسن یوسفیان
ناشر: تهران: کانون اندیشه جوان، چاپ دوم، ۱۳۸۵
این کتاب نخستین بار در سال ۱۳۷۹ توسط کانون اندیشة جوان به چاپ رسید و در سال ۱۳۸۵ برای نوبت دوم به تجدید چاپ رسید.

مهم‌ترین موضوعات مطرح شده در این کتاب عبارتند از: معناشناسی عقل و وحی؛ خردگرایی افراطی؛ خردستیزی افراطی؛ خردگرایی معتدل؛ و عقل در اندیشة اصیل اسلامی.
گفتنی است این کتاب در استفادة غیر متخصصان به رشتة تحریر درآمده است. لذا برای استفاده از این کتاب نیازی به داشتن مطالعات فلسفی و کلامی خاصی نیست.